|
تیرماسینزه
آب گــوید من فـرزنـد لاره کـــویم
یه سر به دریا بندم و صـد سر بکویم
هزارته سیاسنگونه سره هرساله شویم
سرگذشت یک ساله امشو خوا بگویم
نیاکان ما برای سالها و ماههای خود جشن هایی داشتند که مهمترین دلایل برگزاری این
جشن ها شاد بودن، دور هم بودن و مهمتر ازهمه ستایش ایزد یکتا بود.جشن هایی مانند جشن سده ـ جشن تیرگان ـ جشن مهرگان و...هرکدام جایگاه در خورتوجه داشته ودارند.درمیان این جشن ها جشن تیرگان یا آبریزگان یا جشن آب که در ماه تیر ازگاهشماری رسمی کشور عزیزمان ایران واقع می شود همچنان برگزار می گردد، با منطقه تبرستان کهن (گیلان و مازندران کنونی) چه از نظر زمان برگزاری و چه از حیث ساختار و چگونگی اجرا تفاوت هایی دارد .نخستین افتراق بین تیرگان و تیرماسینزه گالشی در زمان برگزاری این آیین است بدین صورت که برخلاف گاهشماری رایج کشور ،وهموطنان زردشتی ما که در سیزده تیرماه خورشیدی این جشن را برپامی کنند ،مردمان گیل و گالش ،گاهشمار کاربردی خود را ملاک اجرای این جشن میدانند.در مازندران تیرماسینزه را در روز دوازدهم آبان یاشب سینزدهم اجرا می کنند و آن به این دلیل است که آغاز سال در گاهشماری تبری یک روز از مرداد ماه خورشیدی جلوتر است یعنی اول فردینه ماه 1508 تبری مقارن است با دوم امردات باستانی و دوم مرداد 1375 هجری شمسی.بنابراین استدلال سینزدهم آبان ماه خورشیدی برابر می شود با دوازدهم تیرمای تبری.طبق قائده می بایستی نواحی رامسر تا چالوس که ازنظر تعلقات فرهنگی و قومی ،گیلانی محسوب می شوند (گرچه از نظر جغرافیای سیاسی متعلق به مازندرانند )آیین تیرماسینزه خود را براساس گاهشماری گالشی دیلمی اجرا کنند ،چون در گاهشماری گیل و گالش هفدهم هرماه خورشیدی اول ماه گالشی محسوب می شود ،کمااینکه ما امسال نوروز بل گالشی را در همین ایام در مرداد گذشته در روستای ییلاقی ملکوت املش برگزار نمودیم.ولی این احتمال میرود که تیرماسینزه و بسیاری از آداب و آیین های گیلان به دلایل نسل کشی های حکومت ها و فشارهای طاقت فرسای حکومتهای وقت خصوصا صفویه دچار فراموشی گردیده و براساس نزدیکی مردمان این دوناحیه و مناسبات شایان توجه ، توسط نجارهای تنکابنی یا مهاجرین نواحی دور یا نزدیک مازندران غربی به گیلان خصوصا نواحی مشترک بین دو استان (ازچالوس تا سیاهکل دیلمان) مورد بازسازی قرار گرفته باشد که این احتمال به یقین نزدیک است.در کوهپایه های گیلان تیرماسینزه در روز بیست وهشتم آبان ماه خورشیدی که مقارن با سینزدهم تیرماه گالشی می باشد اجرا می شد که ما در سال گذشته این آیین را در همین روز در منطقه خرما سیسکوه اطاقور لنگرود اجرا کردیم.اینکه چرا در چنین روزی این جشن برپا می شود باید گفت که در گاهشماری گالشی که از بن و ریشه به گاهشماری باستانی وابسته است ، هفته وجود ندارد و ماه سی روز و هرروز دارای اسمی می باشد.اسامی روزها تقریبا هم اسم روزهای گاهشمار باستانی است مثلا رام ـ باد ـ دین ـ تیر ـ خوردات و...روزسیزدهم هرما تیر نام دارد هرگاه که روز و ماه هم اسم گردند آن روز را جشن می گیرند.اسامی ماههای گالشی عبارتند از 1ـ نوروزما 2ـ کورچ ما 3ـ اریه ما 4ـ تیرما 5ـ مردال ما 6ـ شریرما 7ـ امیرما 8ـ اول ما9ـ سیاما10ـ دیاما 11ـ ورفنه ما 12ـ اسفندارما .ازسویی نیز این آیین کهن را منسوب به واقعه سردار بزرگ ایرانی آرش کمانگیر میدانند که در جنگهای ایران و توران هنگامی که از ظلم های بی حد افراسیاب دیگر طاقت ها طاق گردیده بود ، مردم ایران چاره ای اندیشیده و بنا برآن کردند که برای همیشه این غائله را پایان دهند، پیشنهاد گردید که از سپاه ایران کمانداری تیری پرتاب کند تا مرز ایران و توران مشخص گردد.گفته اند آرش تیری از چوبهایی مخصوص با تدابیری خاص ساخت و بسوی توران زمین پرتاب نمود. آورده اند این تیر سه روز به روایتی دوشبانه روز در حرکت بود تا اینکه درنواحی جیحون بر درخت گردویی تناور می نشیند و آنجا را مرزایران و توران می کنند.آرش کمانگیرقبل از پرتاب بدن خویش برهنه کرده بود تا مردمان بدانند هیچ عیبی در بدن این سردار نیست ، گویی میدانست که بعد از پرتاب تیرچه اتفاقی خواهد افتاد.آرش تیرش را با تمام وجود از کمند کمان رهانید و خودنیز ازکمند دنیا رهید .ایرانیان یاد و خاطره این سردار را برای همیشه در ایام تیرما گرامی میدارند ،احتمالا یکی از دلایل اینکه این جشن در برخی نواحی دو یا سه شب متوالی برپا می شود همین حادثه باشد. دومین تفاوت برگزاری این جشن با دیگر هموطنان ایرانی خصوصا زردشتیان در چگونگی اجرای آن است. دراین مراسم نقش آب و کیفیت فراهم نمودن آن و آداب وشیوه های نگهداری آب بسیار حایز اهمیت می باشد. در گیلان و مازندران رسم براین است که در صبح روز سینزدهم تیرمای گالشی (که در پاییز واقع است) فرزند بزرگ و کوچک یک خانواده بدون گفتن حتی کلمه ای به سوی چشمه میروند و یک قابدون مسی یا یک ظرف را پر آب میکنند در برخی منابع و اظهارات آمده است که فرزند بزرگتر فرزند کوچکتر را کول می کند(کول آگیره) و آب را به خانه ای که قرار است مردم جمع شوند وجشن را برپادارند می آورند.گالش ها معتقدند که ظرف آب نباید روی زمین گذاشته شود .آب را روی طاقچه ای می گذارند و ابتدا یک سوزن یا سنجاق را برای دور کردن اهریمن (شیطان) در آب می اندازند و غروب سینزدهم شب چهاردهم مراسم را در منزل از پیش تعیین شده اجرا میکنند.هنگامی که آب به آن مکان آورده می شود یا قبل ازاینکه آب را به درون خانه بیاورند حامل آب بیرون در پابرزمین می کوبد واینگونه میخواند:
آب گوید من فرزند لاره کویم(لاله کویم) یک سر به دریا بندم و صدسر بکویم
هزارته سیا سنگانه سره هرساله شویم سرگذشت یکساله خوا امشو بگویم
برگردان فارسی:آب میکوید من از لاله کوه(احتمال دارد چون آب را بی سخن گفتن به تعبیر گیل و گالشان لال لالکی یا مخفیانه بیاوند =کوهی که نباید نامش برده شود =لال کو باشد).یکسر به دریا متصلم ولی صدها رشته به کوه بندم.هرساله روی هزاران سنگ سیاه را می شویم.سرگذشت امسال هرکدامتان را امشب می خواهم بگویم.وسپس با خواندن شعری دیگر سوزن را برای دورساختن اهریمن درون آب می اندازند:درزن درزندانه شی شاه خوفرزندانه شی و .....سوزن مال سوزندان است و شاه متعلق به فرزندانش و.....
شیوه اجرای جشن چنین است :افرادی که نیت می کنند و مراد و مطلوبی در نظر دارند ، اشیایی که متعلق به خودشان است مانند سنجاق سکه کلید و... را در آب میریزند .تبری خوان یا امیری خوان شروع به خواندن رباعی هایی می کندکه بیشترشان منسوب به امیرپازواری از عرفای قرن هشتم است درانتهای شعر یا چاردونه که ساختار منحصر بفردی دارد توسط شخصی ( در نواحی گیلان یک بچه نابالغ را انتخاب می کنند ) یکی از اشیاء داخل آب بیرون کشیده می شود ، صاحب آن شئ ، براساس محتوا و معنای شعر مراد خویش را تعبیر می کنند .اشعاری که دراین مراسم خوانده می شود عمدتا منسوب به امیر پازواری است اما از آنجاییکه امیر مرد عارفی بود و تمام هم و غمش مدح و منقبت مولای خویش حضرت امیر(ع) بود بعید به نظر میرسد که شعرهای عاشقانه که بسیاری شان بی پرده از عشق و معاشقه سخن بگوید،احتمال میرود که گالش ها براساس ساختار شعرهای امیر که از اوزان عروضی درآن خبری نیست و صرفا در سرایش آن ها به تساوی مصاریع بسنده می شود ، دروصف معشوقه های خویش سروده باشند.البته این شیوه سرودن شعر تا دوره های امیر پازواری و پیرشرفشاه گیلانی رایج بوده ولی تکامل بسیاری از این اشعار به دوره های متاخر میرسد.
الله ره قربان بشوم علی ره چی جوان بساته ستاره ره زینت آسمان بساته
کلام الله ره اونی ورده زبان بساته بهشته ره جای خوبان بساته
معمولا نیز در انتهای شعر و آواز میگویند :علی علی تی غلامم...
اگر احیانا یکی از تبری خوانان اشتباها یک دوبیتی فائز یا باباطاهربخوانند کسی حق ندارد چیزی را ازکوزه بیرون بکشد و باید حتما یکی دیکر تبری بخوانند وگرنه فال درست درنمی آید.
(((نکته قابل بررسی ای که در ماجرای امیری خواندن یا جایگزینی واژه تبری خوانی به جاب امیری خوانی به ذهن میرسد این است که ماجرای جشن آب و اندیشه ستایش آب ،برخلاف نظر برخی پژوهشگران از سمت مازندران به گیلان نیامده ، شاید نوعی بازسازی در شیوه های اجرایی آوازهای تبری که در مجالی دیگر به آن خواهیم پرداخت ، انجام گرفته باشد ، اما منسوب کردن این جشن و آوازهای آن که در هرنقطه از ایران میتواند تنوع خاصی داشته باشد ، به مازندران ، دوراز انصاف است.گالش های مناطق خورمه سیسکو از لنگرود در انتهای آوازهایشان میگویند:للی...واین نشان دهنده این واقعیت است که امیرپازواری بدلیل علائق مذهبی و ارادت خاص به حضرت علی(ع) و هم بخاطر مانا ساختن خود در فرهنگ عامه گیل و گالش ، نوعی جایگزینی عامدانه در این آواز کهن که قدمتش دست کم به دوره میتراییان میرسد انجام داده است.شاهد دعوی ما نیز ترانه ها و آوازهای بسیاری است که گیل و گالشان در آنها به علت نداشتن ساز از این تکیه کلام یا مشابه آنها استفاده میکرده اند و هنوزهم کاربرد آنها را می بینیم.نمونه بارز این ترانه ها:
ای را کی شودره می عمه پسر...للی اونه دسه دره سیکاره نیم سر.....للی
و یا این ترانه:
لوی لوی لوی....قلیان گل من
نی را دندان گیرم غم بر دل من
و باز
ماشل زه بی ماشل زه بی .... لی لی لوی
که ترانه گیله لوی زنده یاد مظفری با هوشمندی خاصی از این ترانه بهره گرفته است!ده ها نمونه دیگر از این آوازها و ترانه ها در دست است که میتواند دلیل ایده مطرح شده بالا باشد.)))
درمورد نوع آوازهای تبری هم باید به این نکته اشاره شود که آواز امیری که براساس آوازهای نواحی مازندران در مایه شور اجرا می شود و مهمترین مشخصه ی این آواز از اوج شروع می شود و در هر مصراعش فرودی استادانه به نت شاهد شور دارد .درگیلان این آواز کمی شبیه به دستون های تالشی اجرا می شود که البته در برخی نواحی نیز ترکیبی از آواز امیری با دستون تالشی یعنی هم شروع از اوج در ساختارش مشهود است و هم لحن تالشی در آن لحاظ میگردد که خود آواز یا مجموعه لحن های جذابی به موسیقی گیلان می افزاید.
و اما این نوع تفال در برخی نواحی ایران بنام فال کوزه نیز مطرح می باشد ولی در گیلان و مازندران فقط در تیرماسینزه و صرفا با اشعار امیری با تکیه کلام جون دوستی یا امیربگوته اجرا می شود .مردم گیل و گالش بسیار به این نوع فالگیری معتقدند. صورت های دیگری نیز در اجرای تیرماسینزه رایج است که معروف ترین آن کیلی درگنتن یا کیلی دنن یعنی قفل کردن کلید است که در مناطق کوهپایه گیلان از این نوع فالگیری هراس دارند ، چون معتقدند که امکان دارد پیشگویی بدی صورت گیرد .شیوه اجرای آن اینگونه است که ابتدا به در خانه ی کسی میروند که در اینجا نیز یک بچه معصوم باشد بهتر است ،گوش خود را میگیرند و سپس یک قفل و کلید (درگذشته از کلید های بزرگ چوبی و یا ماشه یا انبر استفاده می کردند)را در بین انگشتان دو پا قرار میدهند و وقتی انگشت از گوش می کشند اولین جمله یا کلمه ای که شنیده شود همان کلمه را مفهوم و معنی مراد شخص صاحب نیت محسوب می کنند واین امکان هست که جمله ای بد و ناخوشایند شنیده شود و باعث تشویش خاطر حاضرین شود به این جهت از اجرای این کار که معمولا در شب دوم یعنی شب تیرما چارده اجرا می شود پرهیز می کنند و جشن و سرور برپا میدارند و بنا را بر خوشی و خوش یمنی می گذارند. ناگفته نماند که در نواحی جلگه ای گیلان چنین فالی وجود داشته به این صورت که در غروب چهارشنبه سوری (دربرخی نواحی صبح آن روز) دم درب خانه می ایستادند یا به بازار میرفتند و اولین کلمه یا جمله را بعنوان تفال خویش برمی گزیدند.درلنگرود بدلیل اطلاع مردم از این ماجرا هنگامی که در روز چهارشنبه سوری عده ای دختر یا خانم را دم در خانه ها می دیدند به عمد از خوشی و خوشبختی و نیک فرجامی صحبت می کردند تا فال افراد حاضر بد تعبیر نشود. نمونه هايي از تبري خواني هاي مرسوم را برايتان به ارمغان آوردیم باشد که در سنه های آتی این جشن ها بهتر و با کیفیتی در خور ستایش اجرا گردد.این شعرها اغلب در وصف حضرت علی(ع) و پیامبر اسلام (ص) سروده شده.امسال علاوه بر این مکان در چندین نقطه بطور همزمان این مراسم اجرا می شود .گویا به همت برخی دوستان در منطقه اسپیلی نیز این جشن برگزار خواهد شد که همچنان امیدواریم بدون هیچ مشکلی این برنامه ها به اجرادرآید.در پایان از میزبانان وهمه دوستان و مهمانان گرامی ممنونیم که دعوت ما را پذیرفتند و صمیمانه برما نگریستند.
صفرعلی رمضانی
مدیر موسسه تحقیقاتی درویش خان لنگرود
وسایت فرهنگی پژوهشی گالش www.galesh.ir
نظرات و پیشنهادات خود را برای ما به آدرس
This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it
ارسال کنید تا در برپایی هرچه بهتر آیین ها و باورداشت های گیل و گالش همراهمان باشید. |