No Image No Image

ورود و خروج اعضا






دریافت رمز عبور
عضویت در سایت

سايت دوستان

بزرگترین سایت تفریحی ایران (93)
انبوه.وبلاگ شهرتاریخی انبوه (196)
سلام زبان (194)
سایت آموزشی زبان انگلیبسی .آقای متین
تالشان (219)
شیلانهرور (280)
گالری عکس های موزه مساکن روستایی گیلان (326)
وبلاگ امین صالحی خواننده نوظهر گیلان (415)
لاهیج لینک(ارائه بهترین لینک های مفید) (287)
گروه موسیقی هم آوایان تاسیان (522)
کانون دوستداران گیلان (763)
این سایت متعلق به دوستان گیلانی مقیم کشور کانادا هست
وبگردی بدون سانسور (703)
کارگاه کمانچه سازی محمدرضا کاکاوندی (702)
گیلکی میوزیک (1356)
روستای خرمکوه (689)
تارنماورزشی رشت اسپرت (567)
اهل کاسپین موسیقی گیلکی (1168)
کرمانج وکرد (761)
ایران فولک میوزیک (789)
دل نوشته ها (701)
صلیب طلائی (874)
+ نخستین پایگاه اینترنتی اسطوره شناسی استان گیلان + شهاب(علی)بالایی لنگرودی
گیلان نیوز (1182)
اولین سایت خبری گیلان
غریب و خروس جنگی (718)
وبلاگ اختصاصی کرشمه غریب
پيمان ناصح پور - (802)
گیل موزیک (2031)
حميد پروانه (647)
وبلاگ سينماوتئاتر
رضا مقصدي (672)
نويسنده شاعر
بام سبز (755)
ماهنامه فرهنگي سياسي هنري اجتماعي
آواز (766)
يادداشت هايي پيرامون موسيقي ملي ايران.مهدي معتمد و محمد
شخص و محيط (663)
وبلاگ شخصي محمودمعصومي
همنواباسوز ني (1257)
وبلاگ عطانويدي
تحریر.بزرگترین مرجع موسیقی پارسی (765)
سايت رسمي استاد عليزاده (735)
ماهنامه تخصصی موسیقی (664)
تحلیلی، گزارشی، خبری
فروشگاه رپ (697)
سايت اينترنتي موزه هاي ايران (845)
مجموعه كاملي از سايت هاي موزه هاي و وزارتخانه هاي ايران
پرشين آرت موزيك (1000)
نخستين و بزرگترين سايت اينترنتي تخصصي روزانه موسيقي ايران
موسیقی زمان ما (816)
گروه موسيقي ديزاني (759)
پارس فونت (602)
گفتگوی هارمونیک (693)
ایران شناسی (669)
ویشکی زیبا (786)
انجمن میراث فرهنگی و گردشگری لنگرود (800)
لنگرود (908)
خانه فرهنگ گیلان (770)
فرهنگ گیلان (828)
آرشیوموسیقی(آفتاب) (1343)
آفتاب (749)
ساسان ورتوان (652)
شماليها (905)
همشهري آنلاين-بااستادشجريان (721)
ميراث روستايي گيلان (828)
نشریه ی اینترنتی پیک املش (760)
وبلاگ اجتماعی،فرهنگی و...
انبوه (683)
آدمك(ويژه زنده ياد فريدون فروغي)خواننده ملي ايران (869)
موسيقي گيلان (1742)
گيلان (897)
سايتهاي موسيقي (1103)
موسيقيدانان جهان (747)
موسيقدانان ايران (749)
موسيقي محلي گيلان (2032)
پارسي موزيك (751)
موسيقي2چهارباغ (732)
راديوگلها (819)
كارگاه موسيقي درويش خان (844)
سايت خواننده ها (946)
خانه موسيقي (767)
مشاهير موسيقي پاپ ايران (704)
موسيقي (705)
بزرگترين آرشيو دانلود موسيقي ايراني... (1557)
موسيقي ايراني،جديدترين.... (850)
ايران ترانه (883)
هنروموسيقي (745)
دانلود موسيقي (1618)
لينكستان (648)
بزرگان موسيقي سنتي ايران... (753)
روزانه ها (743)
هنري فرهنگي ادبي
گيلانيكا (1133)
اجتماعي, روانشناسي عشق, فرهنگ مردم, دانستني ها, گيلان شناسي, تاريخي, تحليلي, هنري, سينمايي
فرشاد کامیار (874)
ادبیات - گیلان شناسی و...
کندوج گیلکی (947)
گیلانیها (881)
اخبارروز گیلان (852)
لغتنامه آنلاین گیلکی (956)
کیهان کلهر (677)
استاد حسین علیزاده (714)
استاد همایون خرم (685)
خانه موسیقی (806)
موسیقی فولکلور (1030)
سیاه مشق (729)
کیوان ساکت (652)
سل (775)
بزرگان موسیقی سنتی ایران (792)
گروه موسیقی آمارد (787)
موسسه فرهنگی هنری آوای مهربانی (692)
زیته (637)
نشریه دانشجویی دانشگاه گیلان
آوای شیدا(استاد محمدرضالطفی) (750)
گزارش موسسه آوای شیدا
همایون شجریان (838)
شرکت فرهنگی هنری دل آواز (649)
موسیقی (716)
ماهنامه هنر موسیقی (613)
No Image
صفحه اصلی arrow ساز شناسی گیلان
No Image
No Image
نگاهی به کمانچه گیلان و سبک های کمانچه نوازی در گیلان و
15 فروردين 1386 ساعت 12:42

امروزه تحت تاثیر حرکات ارزشمندی که در جهان در حوزه های  مختلف هنر از جمله موسیقی انجام گرفته و بازگشت همه جانبه ای که در موسیـقی جهــانی به سمت موسيـقي هاي بومي و فولكــلوريك صورت گرفتـه، موسیقیـدانان ایران زمین هم بازگشتی به موسیقی نواحی کشور داشته و توانسته اند طی دو دهۀ اخیر آثار ارزشمـندی را به منصۀ ظهور و اجرا برسانند.آثاری مکتوب هم در خصوص موسیقی نواحی کشـور به چاپ رسیــد که سهم انتشارات وزین ماهـور و استاد محمـد رضـا درویشی چشمـگیر بود.مهمترین آنها کتاب های دایره المـعـارف سازهای نواحی ایران بود که جلد اوّل آن اختصاص دارد به سازهای زهی مضرابی نواحی ایران.البته جلد دوّم این کتاب با عنوان سازهـای کوبه ای وپوستی ایران أخیـراً بزیور چـاپ آراستـه شده که به کوشش استاد محمد رضـا درویشی توسط موسـسۀ ماهـور برگی دیگر به سرمایه های ملّی ما افزوده شد.در کتاب نخست درویشی،از موسیقـی گیلان، کمـانچۀ زنده یاد مشهدی آبرار خوشخوان نوازندۀ شهیر سُرنا و کمانچه معرفی گردیده و اشاره هـای فنّی ارزشمندی هم در مـورد نوازندگـی و سـاز (کمانچۀ)آبرارخوشخوان شده است.حـال به این بهـانه پیرامون کمانچـه درگیلان و شیوه های اجرایی آن به گفتگو می پردازیم.

زنده یاد آبرارخان خوشخوان عین شیخ در یکی از عروسی های ییلاقات

زنده یاد خوشخوان به واسطۀ اجراهای مجلسی و بسیاری دلایل دیگر کمانچه را ساز سوم خود قرار داد  و خصوصاً با آمدن ویلن! این مهمـان ناخواندۀ موسیقی ایرانی... ویلن نواز شد.

 البته ساز اول آبرار سُرنا بود و این ساز را به اوج رسانید . استاد علی ربیعی تنگرودی(دیلمانی)نوازندۀسُرنا(ساز)محلی گالشها که از شاگردان بنام زنده یاد خوشخوان بود در یکی از مصاحبه هایی که با وی داشتم  از مبارزه بین کُرد فیض الله اهل نوده دیلمان متوفّی حدود سالهای چهل و هفت، کمانچه نواز بزرگ و سُرنا نواز قدر گیلان با آبرار خان خوشخوان در یکی از عروسی های بالغ بر شصت سال پیش در ییلاقات(کوهپایه های) گیلان و پیروزی آبرار نوازندۀ جوان در مقابل پیر موسیقی گیلان(فیض الله) حکایت ها داشت...موضوع از این قرار بود که در یک عروسی که عروس و داماد از دو محلۀ جدا بودند ، از هر دو طرف ،ظاهراٌ بدون هماهنگی نوازنده دعوت کرده بودند،البته هر دو طرف بر قهّار بودن نوازندۀ خود تأکید داشتندو هیچکدام هم کوتاه نمی آمدند.عروسی در شُرُف بهم خوردن بود که پیشنهادی داده می شود که هر دو نوازندۀ سُرنا (فیض الله و آبرار)با هم تا منزل داماد ساز بزنند و هر کدام که زودتر خسته شد و تمام کرد شکست می خورد.لازم بذکر است که سُرنا در گیلان بصورت بلا انقطاع و یکنفس (دَمکش) نواخته می شود.فیض الله بواسطۀ کهولت سن و چاق بودن ،نرسیده به منزل داماد از نفس می افتد و آبرار خوشخوان همچنان پیروزمندانه به نواختن ادامه میدهد.بعد از بالا رفتن از منزل داماد که آبرار و فیض الله با هم رفتند زنده یاد فیض الله ساز(سرنای)معروف خود را که تماماٌ نقره کاری بود به آبرار میدهد و ساز آبرار را میگیرد و به او میگوید که کار من دیگر تمام شده ،تو جوانی و آیندۀ خوبی داری...باز ربیعی می گفت :در دوران جوانی (حدوداً شانزده ساله بودم)یکی از روزهایی که به دیلمان رفته بودم وارد یک قهوه خانه شدم دیدم که مردی تنومند و مُسِن در حال نواختن کمانچه است،دیدم که کمانچه (اونه دسه بون واز کونه...)ساز زیر دستهایش میرقصید .از آبرار پرسیدم این مرد کیست ،آبرارخان با تواضع خاصی گفت: فیض الله استاد همۀ نوازندگان گیلان است.این نکته نشان میدهد که به اقرارآبرارخوشخوان اگر قرارباشد سبک و شیوۀ کسی مورد بررسی قرار بگیرد آن شخص کردفیض الله جیرنده ای باید باشد.گرچه هیچ اثری از فیض الله و شیوۀ نوازندگی اوبجا نمانده است.

زنده یاد نصرالله شاهنوری عین شیخ

اماراه دور نرویم  برادر کوچکتر آبرار یعنی نصرالله شاهنوری  نواختن ویلن و سرنا را خیلی جدّی نگرفت و کمانچه را به عنوان ساز اصلی خود برگزید .یعنی در تمام مدت عمر خود با این ساز محشور بود.نصرالله تحت تأثیر برادر و در واقع تحت تأثیر سُرنای گالشی کمانچه می نواخت ودر این ساز به قدرت وابهّتی رسید که همتا نداشت. درکاست هایی که از زنده یاد شاهنوری بجا مانده است شیوۀ منحصر بفرد اوکاملاً محسوس و مشخص است.جمله ها وتحریرها در کمانچۀ نصرالله کاملاً باز وبا فاصله است ،بقولی هیچ عجله ای برای ساز زدن ندارد.قطعات اجرا شده ملاحت ویژه ای دارند و اگر بخواهم واضح تربگویم بایستی به تفاوت شیوۀ نوازندگی ویلن زنده یادان استاد تجویدی یا استاد مهدی خالدی در مقایسه  با دیگر نوازندگان اشاره کنم.نصرالله مانند برادرش آبرار بر این باور بود که آوازها ،پرده گیری و پنجه کاری و نواختن جمله ها ،تکیه ها و مقامهای گالشی باید بسیار ملیح و با لطافت اجرا شود.از نصرالله شاهنوری چند ساعت کاست نزد بنده است که در آنها به معرفی و اجرای مقامهای   گالشی می پردازد.ازاندازۀکمانچۀ نصرالله اینگونه بر می آید که در گذشته طول دستۀ  کمانچه  پایین سی  سانتیمتر گرفته می شده(دستۀ کمانچۀ نصرالله بیست و نُه سانتیمتر بود) و بر عکس دهانۀ کاسۀکمانچه کاملاً باز و گشاد گرفته می شد(دهانۀ کاسۀ کمانچۀ نصرالله پانزده سانتیمتر می باشد) که علیرغم دستۀ کوتاه ،صدادهی ای بسیار عمیق و نافذ داشت.البته کاسۀ کمانچۀ نصرالله دایره کامل نیست در واقع یک بیضی تقریباً پانزده در دوازده سانتیمتر است.  پایه یا بقول قدما سیخ کمانچه بلند بوده که سیخ کمانچۀ نصرالله از انتهای کاسه تقریباً بیست و شش سانتیمتر است.چون در گذشته مبل و صندلی نبود و معمولاً ساز را روی زمین می گذاشتند و کمانچه را کاملاً اُریب (مورّب )می گرفتند تا حالت کمانچه به سُرنا نزدیک شود و نوازنده بتواند پنجۀ خود که به سُرنا عادت داشت را روی کمانچه براحتی حرکت دهد و تکیه ها و تحریر های سُرنا را مستقیماً تقلید می نموده و روی کمانچه اجرا می کردند. حتی یکی از دلایل اختلاط شیوه های اجرایی کمانچه و سُرنا این مسأله است که اغلب نوازندگان کمانچه سُرنا نواز هم بودند. نکته ای دیگر که بچشم میخورد روی سیخ کمانچۀ نصرالله تعداد پنج عدد میخ سیمگیر قرار داده شده که حاکی از پنج سیم بودن کمانچه در گیلان است،امّا گوشی کمانچۀ نصرالله دارای چهار گوشی است.

 

 

                     زنده یاد  محمود رحمتی شیعه                                   زنده یاد  محمد علی خوشحال نیاول

زنده یاد محمدعلی خوشحال نیاول که ساکن اُطاقور لنگرود بود یکی دیگر از نوازندگان کمانچه بود که به سُرنا و اواخر به ویلن نیز آشنا بود و او هم در نوازندگی کمانچه بهمین منوال عمل می کرد و مردم منطقۀ اُطاقور و روستاهای تابعۀ لاهیجان (کوهپایه) خاطرات بسیاری از او نقل می کنند .زنده یاد محمود رحمتی شیعه نیز یکی دیگر از نوازندگان کمانچۀ گالشی بود که متأسفانه هنگامی او را دیدم که سالها بود که موسیقی را وداع گفته بود و جز دل پرآه چیزی در بساط نداشت اما نکتۀ قابل ذکر در شیوۀ نوازندگی محمد علی خوشحال،محمود رحمتی وتراب سرخوش معروف به تراب خان املشی کُرد نبودن آنهاست،چون قریب به اتفاق نوازندگان گالشی گیلان از اکراد مهاجر ،کُردهای کُرمانژ رانده شده از توابع قوچان و... در دوره های نادر شاه افشار یا قبل تر می باشند.مناطقی مانند عین شیخ،داماش ،جیرنده،تکام ،زرد رود و... البته شایان ذکر است که این مهاجرین بی ادعا امروزه بنوعی تمام آداب و رسومات خود را از یاد برده اند و در مقابل تمام آداب و رسوم گالش ها را که اغلب گالش ها از یاد برده اند به خاطر دارند،شاید بومی های کوهپایه های گیلان با آمدن کُردها جا خالی کردند و عرصه برای  مهاجرین خالی ماند در هر صورت یکی دیگر از دلایل بنده جهت این ادعا که نوازندگی گالش ها بایستی متفاوت بوده باشد ، وجود سُرنا است که تأثیر زیادی بر شیوۀ نوازندگی گالش ها ایجاد نموده است. شاید سابقۀ سُرنا در گیلان متعلق به همین چهارصد سال اخیر باشد اما لُله یا نی چوپانی که دارای پنج سوراخ می باشد و بصورت دمکش ویکنفس نواخته می شودبسیار کهن تر ونواختن آن بایستی به قدمت شغل شبانی باشد و مشخصات تأثیر مستقیم این نوع نوازندگی بر کمانچه بایستی آرشه هایی بلاانقطاع، یکسره و پرده گیری چُست و چابک و مانورهایی سریع روی دستۀ کمانچه باشد.خانواده های بابایی از روستای توسه چالک از توابع رودسر این حلقۀ گمشدۀ تکامل موسیقی گالشی متأسفانه تاکنون مورد توجه قرارنگرفته و آنگونه که بایستی معرفی نشده اند ، در واقع شیوۀ کهن کمانچه نوازی گالشی مدیون این خانوادۀ بی ادعاست.

   محمد بابایی توسه چالکی و حسن خان معروف به دادآفرین فرزندان بابا خان که از اعقاب خان بابا بودند در عرصۀ موسیقی گالشی یکه تاز بودند که متأسفانه همیشه در خدمت مالکین و اربابان مناطق کلاچای و کوهپایه بودند و شاید یکی از دلایل ناشناخته ماندن این طایفه هم همین باشد .در این میان حسن خان در نوازندگی کمانچه به قدرت خارق العاده ای دست یافت تا جاییکه در زمان خود مانند نداشته و ملاّکین منطقه نام داد آفرین بر او گذاشته بودند آنچه از اقوال گذشتگان بر می آید حسن خان شناخت کافی نسبت به موسیقی ردیفی ایرانی داشته .محمد برادر حسن خان هم در نوازندگی کمانچه و سُرنا مهارت کافی داشت و بین فرزندان او میرزااحمد،غلامحسین و عزیزالله هرسه بر سُرنا ،کمانچه وضرب و دایره مسلّط بودند.خصوصاً میرزااحمد بابایی کمانچه را درست آنگونه می نواخت که لُله را می نواختند . یک کاست از کمانچۀ میرزااحمد در دست است که دقیقاً بر اساس شیوۀ نوازندگی نی گالشی (لُله)نواخته شده و از دور صدای لُلۀ گالشی را تداعی می کند.

                                                                           

 

استاد غلامحسين بابائي توسه چالك

زنده ياد استاد عزيز الله بابائي توسه چالك

 

مقامهای گلن کشی،نرآبخور،گوسندوخون،زردملیجۀ قدیمی و ...که توسط میرزااحمد اجرا شده  تضادی مستقیم با آنچه ما سالها می شنویم دارد و این دست نخورده تر بودن این مقامها و این شیوۀ کمانچه نوازی فراموش شده را حاکیست.میرزااحمد بابایی از نظر تکنیک های اجرایی کمانچه نوازی زمان خود سرآمد روزگار بود ،توازن و هماهنگی بین دست های چپ و راست یعنی آرشه وپنجه بسیار عالی بود .

 

در سفري كه به ييلاق - روستاي توسه چالك از توابع اشكورات رودسر داشتم به منزل مرحوم ميرزا احمد بابايي رفته و ضمن اجراي قطعاتي از موسيقي گالشي در آنجا ، مطلع شدم كه همسر مرحوم ميرزا احمد در قيد حيات است . در صحبت هايي كه با وي داشتم در خصوص شيوه نوازندگي و نحوه گرفتن ساز و حتي كوك و شكل ظاهري كمانچه گالشي اطلاعات زيادي كسب نمودم .

 

همسر ميرزا احمد بابائي استاد ميرزا احمد بابائي توسه چالك

 

همسر ميرزا احمد مي گفت كه كمانچه ميرزا احمد پنج سيم داشت و كمانچه حسن خان بابايي نيز پنج سيم بود . همچنين كاسه كمانچه حسن خان بابايي در منزل ميرزا احمد بود و اين خانواده ضمن ارائه اطلاعاتي جامع در خصوص نوازندگي و نوازندگان و خوانندگان دوره هاي گذشته توسه چالك ، كاسه كمانچه حسن خان را در اختيار بنده گذاشتند . باور كنيد به محض ديدن كاسه كمانچه حسن خان بابايي اشك در چشمانم حدقه زد و بغض گلويم را فشرد . در آن كاسه كه بسيار بدوي ولي زيبا ساخته شده بود تمام رنج هاي ماندگار و شاديهاي گذراي نوازندگان و مردم كوهپايه ديده مي شد . پيدا بود كه حرفهاي زيادي دارد . با اصرار زياد من فرزند ميرزا احمد يعني رضا بابايي كه علاقه زيادي به موسيقي دارد يكي از گوشي هاي كمانچه حسن خان را پيدا كرد و به من داد . همسر ميرزا احمد مي گفت پوست كمانچه حدود هشتاد است كه روي آنست .سيخ كمانچه زنگ خورده و بسيار كهنه بود . كاسه كمانچه يك تكه ساخته شده بود و شكل آن بيضي بود . هم دهانه كاسه و هم كل محيط كاسه بصورت بيضي ساخته شده بود . سعدالله پسر ميرزا احمد مي گفت اين كاسه ساخته دست حسن خان است . دهانه كاسه 11 * 13/5 سانتيمتر و دور كاسه 44 * 46 سانتيمتر بود . كاسه بصورت عرض از وسط دو نيم شده بود و حالت تراش آن به تراش كاسه تار شبيه بود با اين تفاوت كه كاسه تار عمودي و از وسط به دو قسمت تقسيم مي شود ولي كاسه كمانچه حسن خان بصورت عرضي ( افقي ) . پوست كهنه و قدمتش و هم سالم بودنش اين امكان از ما گرفت كه داخل كاسه كمانچه را ببينيم . پوست بسيار ضخيم و محكم بود و حدس ما بر اين بود كه صداي خوبي ندهد ولي بعدها در جريان مرمت آن چيز ديگري به ما ثابت شد كه عرض خواهم  كرد .

طول سينه كمانچه 46/5 سانتيمتر بود و سيم گيرها بسيار ظريف با سيم مفتولي و شايد با گرم كردن متصل شده  بود . سيمگير سه دندانه كاملاً محسوس و يك دندانه كوچك داشت . فاصله سيمگير تا انتهاي آن كه روي زمين قرار مي گرفت 23 سانتيمتر بود و حدود 11 سانتيمتر از بالاي كاسه كه به دسته ساز وصل مي شد برآمده بود .

 

منزل استاد ميرزا احمد بابائي

 

كار بسيار مشكل بود ، چون همه ابزار و قطعات كمانچه مي تواند د ركيفيت صداي ساز و شباهت داشتن يا نداشتن آن با نمونه هاي اصلي تاثير گذار باشد . با شوق زيادي كاسه كمانچه را از همسر ميرزا احمد گرفتم ، به علاوه يك گوشي كوك راستش . براي بيرون كشيدن صداي كمانچه خيلي عجله داشتم . ابتدا به ساكن يك دسته كمانچه كه از قبل در كارگاه داشتم به آن متصل نمودم . فاصله پاشنه تا دهانه و لبه كاسه كمي زياد بود و لازم بود كه خرك كمانچه را بسيار كوچك بگيرم . و كه سيم كمانچه سنتي را روي آن وصل كردم به واسطه كوچك بودن خرك و فاصله دسته ، صداي ساز كاملاً شبيه صداي كمانچه استاد بهاري شد . و تلفني و حضوري دوستاني كه شنيدند هم اين مطلب را تاْييد كردند . اما با صداي كمانچه ميرزا احمد و نصرالله و آبرار كه در آرشيو داشتم بسيار فاصله داشت . بر آن شدم كه دسته متناسب با خود كاسه بسازم . بهترين نمونه دسته كمانچه نصرالله شاهنوري بود كه نزد من به امانت جهت بازسازي بود . بر اساس الگوي دسته نصرالله شاهنوري و بر اساس گفته هاي همسر ميرزا احمد مبني بر پنج سيم بودن كمانچه تعداد پنج گوشي روي دسته كمانچه تعبيه كرددم . البته كمانچه آبرار خوشخوان هم پنج گوشي داشت ، ولي عملاً آبرار از سه سيم و اغلب دو سيم استفاده مي كرد . و همچنين دسته كمانچه نصرالله چهار گوشي داشت ولي روي سيم گير جاي پنج وتر يا سيم تعبيه شده بود . نهايتاً بر آن شدم كه كمانچه را پنج سيم كنم . بعد از اينكه دسته و گوشي ها ساخته شد ، هنگام اتصال شيب دسته كمانچه را كمي زياد كردم كه سيم ها زير پنجه نرمتر بخوانند . وقتي كه سيم كمانچه سنتي را بر كمانچه گالشي حسن خان ( بازسازي شده ) وصل كردم با تعجب ديدم كه صداي ساز كاملاً سنتي شده و اصلاً هيچ نشاني و ردي از صداي كمانچه ميرزا احمد و نصرالله در آن نيست . چون سونوريته صداي كمانچه گيلان بسيار متفاوت با كمانچه سنتي است . بياد گفته محمد رضا شاهنوري - تنها نوازنده باقي مانده از نسل گذشته نوازندگان كمانچه گيلان - افتادم . وي مي گفت سيم هاي كمانچه پدرم ( نصرالله شاهنوري ) همه از يك سيم بود و از سيم هاي موجود استفاده مي كردند چيزي شبيه به سيم سنتور . هنگامي كه سيم سنتور را به كمانچه بازسازي شده حسن خان نصب نمودم دقيقاً صداي كمانچه ميرزا احمد و نصرالله را مي شد از آن بشنوي . كوكهايي كه براي اين كمانچه د رنظر گرفتم ( البته بر اساس نمونه هاي صوتي موجود ) و همچنين كوك ويلن گالشي كه مقوله اي جدا دارد ! كوكهاي الف) ر - لا - سل - ر - لا       ب) ر - لا - ر - لا - سل   بودند . البته كوكهاي ديگري هم براي كمانچه گالشي وجود دارد كه معمولترين آن همين كوكها هستند . لازم به ذكر است كه در كمانچه نوازي گالشي همانند دوره هاي قاجار عملاً از سه سيم استفاده مي شد و سيمهاي اول و دوم اصلي تر و مابقي براي همخواني يا واخوان استفاده مي شدند و گردش ملودي روي سيمهاي اول و دوم بود . در كمانچه نوازي ميرزا احمد همزمان با آرشه هاي ممتد و بلا انقطاع ، صداي كندن تك سيم از سيمهاي سوم و چهارم و شايد پنجم هم مي آيد . ولي در كوك كمانچه نصرالله شاهنوري گاهي سيم اول بصورت دست باز واخوان استفاده مي شود و سيم سوم كه سل كوك مي شده با تك آرشه هايي جواب مي دهد . و در قطعات گوسند و خون و حتي در قطعات آوازي هم كاربرد داشت .

 

كمانچه هاي توسه چالك و عين شيخ در مقايسه با هم

 

 

كاسه كمانچه حسن خان بابائي قبل از بازسازي

 

بعد از اينكه توانستم صداي قابل قبولي از كمانچه حسن خان بگيرم خدمت استاد درويشي رفتم و ايشان را در جريان كارهاي انجام گرفته گذاشتم . استاد با تواضع خاصي ما را به حضور پذيرفته و با ديدن كمانچه اشك در چشمان تيز بينش حدقه زده بود و بسيار بنده را مور عنايت و تفقد و تشويق قرار داد و خصوصاً از شكل ظاهري كمانچه كه بيضي بود بسيار خوششان آمد و فرمودند كه اين كاسه كمانچه هم از لحاظ بيضي بودن منحصر به فرد است و هم از جهت برش قرينه اي كه تا كنون مشاهده نشده و در خصوص صداي ساز و بسياري از نكات فني ديگر مطالب ارزشمندي فرمودند . بنا به توصيه ايشان و هماهنگي قبلي خدمت سامر حبيبي نوازنده و محقق جوان كمانچه رفتم و حدود سه ساعت خدمت ايشان بوديم و چون در هر دو ملاقات ( با استاد درويشي و جناب حبيبي ) هم كمانچه نصرالله و هم كمانچه حسن خان را برده بودم نظر ايشان هم بر اين بود كه كمانچه ها نمونه هايي منحصر به فرد و متعلق به گيلان مي باشند . بنا به نظر استاد درويشي فاصله بين دو قسمت كاسه كمانچه را كه باز بود با چسب طبيعي پر كردم و آخرين بار در كنسرت پژوهشي به تاريخ 5 / 5 / 85 كه در رشت ، سالن وارش مجتمع خاتم الانبيا برگزار نموده بودم به اجراي برنامه پرداختم .

 

كمانچه دوم نصرالله شاهنوري

 

اما در مورد كمانچه هاي ديگر كه ديدم و شنيدم ، محمد رضا شاهنوري فرزند نصرالله يكي ديگر از كمانچه هاي پدرش را به يكي از دوستان هنرمند سياهكلي داد .كمانچه توسط فرزندش  متاسفانه دستخوش تغييرات بسياري گرديده بود . از صدف كاريهاي روي دسته كمانچه بر مي آمد كه كمانچه گالشي باشد ، اما حالت تغيير يافته كاسه كمانچه مرا به شك انداخت و بالاي تاج دسته بسيارظريف منبت كاري شده بود كه در نمونه هاي موجود اصلاً ديده نمي شود . كاسه و دسته متصل بود و امكان جداسازي  واندازه گيري جداگانه نبود . طول كل كمانچه 91 سانتيمتر بود و قطر دسته از 11 سانتيمتر شروع و به 9 سانتيمتر بصورت كوتيك ختم شده بود . طول دسته 60 سانتيمتر و فاصله شيطانك تا انتهاي دسته 32 سانتيمتر بود كه كمي شك مرا زياد تر كرد . چون اندازه دسته كمانچه گالشي عمدتاً زير 30 سانتيمتر است .

تعداد گوشي ها كه تازه ساخته شده بودند 4 عدد بودند طول سيخ كمانچه از انتهاي كاسه تا پايين 20 سانتيمتر و طول تقريبي سيخ در داخل كاسه و دسته حدود 18 سانتيمتر بود و طول تقريبي سيخ 38 سانتيمتر  بسيار كوچكتر از كمانچه اصلي نصرالله كه نزد من است و تعداد 3 عدد سيمگير كه البته بنده نديدم و ظاهراً داخل كاسه قرار داده شده بود . دهانه كاسه تقريباً بيضي 10/5 * 12 سانتيمتر بود . البته باتغييرات فراواني كه صورت گرفته هنوز صداي ساز با توچه به سيمهاي سنتي كه نصب بود صداي كهنه اي داشت ولي با كمانچه گالشي بسيار فاصله داشت .

 

كاسة اين كمانچه برخلاف ديگر كمانچه هاي گالشي دهانه اش گرد بوده

 

 

سرپنجه يا تاج كمانچه نيز با ظرافت بسياري منبت كاري شده.

 

 
No Image
No Image No Image No Image

 

خبرنامه گيل و گالش





Powered by WebGozar



 
کپی برداری از مطالب ، تصاویر ، فایل های صوتی و تصویری سایت تنها با ذکر منبع بلامانع می باشد .